فرمهر منجزی

فرمهر منجزی
فرمهر منجزی هستم. از وقتی یادم می‌آید اسمم را به هرکسی می‌گفتم فوری می‌پرسید ، فرمهر یعنی چه؟ حالا بهتر است اول از همه معنی اسمم را بگویم که "فر" یعنی شکوه و "مهر" هم که مهر و محبت است. پس اسمم می‌شود شکوه محبت یا شکوه خورشید اگر "مهر" را به معنی خورشید در نظر بگیریم و از اسم‌های قدیمی ایرانی است.
خُب، این از اسمم. یکی از کارهایم هم ترجمه‌ی کتاب برای بچه‌هاست. از کوچولوها تا نوجوان‌ها. این که چی شد که مترجم شدم. خودم هم نمی‌دانم. اولش دلم می‌خواست وکیل یا جامعه شناس بشوم. اما بعداً رفتم رشته اقتصاد خواندم و بعدش هم رفتم روزنامه نگار شدم. اما از اولِ اولِ دلم می‌خواست نویسنده یا مترجم بشوم. شاید بپرسید چطوری؟
خُب راستش، علاقه‌ام به ترجمه از دوران كودكی شكل گرفت؛ چون پدرم برايم كتاب‌های انگليسی می‌خواند و ترجمه می‌كرد و من هم زمانی که سواد دار شدم، آن داستان ها را برای خودم توی دفتری می‌نوشتم. آن وقت‌ها این‌قدر ما بچه‌ها ساده بودیم که فكر می‌كردم چون این داستان‌ها را توی دفترم نویسم، نويسنده هستم!
از همان وقتی که سواددار شدم همه‌اش سرم توی کتاب بود. از زمانی که یکمی عقلم بیشتر شد، همیشه برای خودم یک کتابخانه جدا داشتم و از هر فرصتی برای خرید کتاب استفاده می‌کردم. بهترین هدیه برایم کتاب بود و هنوز هم هست.
درست شنیدید، خيلی كتاب می‌خواندم؛ طوری كه در دوران نوجوانی، بیشتر آثار كلاسيك جهان و همین طور هم کتاب‌هایی از نویسنده‌های ایرانی خوانده بودم. كتاب‌های جديد را فوراً تهيه می‌كردم و می‌خواندم.
کار روزنامه‌نگاری را از سال ۱۳۶۹ در روزنامه‌ی اطلاعات، ماهنامه‌ی «ادبستان فرهنگ و هنر» شروع کردم و بعد از آن هم مسئولیت نشريه‌ی «گزارش كتاب» را داشتم . مدتی هم مسئولیت صفحه‌ی ادبيات کودک روزنامه‌ی اطلاعات بین‌الملل به عهده‌ام بود.
اما خیلی زود متوجه شدم علاقه‌ام در زمینه‌ی ترجمه‌ی کتاب‌های کودک و نوجوان است و از سال 1372 که اولین کتابم چاپ شد تا الان که حدود هشتادمین کتابم زیر چاپ است به این کار مشغولم.
در کنار کار ترجمه و ویرایش کتاب‌های کودکان نوجوانان برای بچه‌های نازنین در فرهنگنامه کودکان و نوجوانان مقاله می‌نویسم و ویرایش می‌کنم. همین طور هم چون دلم می‌خواهد همه‌ی بچه‌ها کتابخوان بشوند با سازمانی کار می‌کنم که در روستاها کتابخانه راه اندازی می‌کنیم و الان بیشتر از پانزده سال است که مرتب به این کتابخانه‌ها سفر می‌کنم و با بچه‌ها و نوجوان‌ها کتاب می‌خوانم و آن‌ها را با نوشتن و خواندن فعال آشنا می‌کنم.
توی زندگی‌ام از افراد زیادی آموخته‌ام و هر لحظه سعی می‌کنم چیزهای تازه یاد بگیرم.
غیر از کتاب خواندن و ترجمه عاشق سفر هستم و در هر فرصتی که پیش بیاید می‌روم سفر. طبیعت را دوست دارم و یکی از سرگرمی‌هایم عکاسی از طبیعت است.
اگر فرصتی پیش بیاید دوست دارم فیلم‌های جدید را ببینم مخصوصاً انیمیشن و کارتون.
حیوان‌ها را دوست دارم اما اصلاً دوست ندارم توی خانه زندانی‌شان کنم. دلم می‌خواهد همیشه آن‌ها را در محل زندگی خودشان ببینم.
عاشق موش‌ها و پرنده‌ها هستم و یک عالمه موشِ اسباب‌بازی و مجسمه پرنده دارم. راستی یادم رفت بگویم گل و گیاه‌ها را هم خیلی دوست دارم، مخصوصاً بنفشه افریقایی.